محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
72
الحياة ( فارسي )
برانگيخت ؟ » توانگر گفت : يا رسول الله ! مرا همدمى است كه هر زشت را بر من زيبا و هر زيبا را زشت جلوه گر مىسازد . من نيمى از مالم را به اين مرد دادم . رسول خدا « ص » به آن مرد تهيدست رو كرد و فرمود : « آيا مىپذيرى ؟ » گفت : نه . مرد توانگر پرسيد : چرا ؟ گفت : مىترسم كه آنچه در تو هست در من نيز پيدا شود . ، علَّامهء مجلسى مىگويد : « مقصود آن مرد ترس از آن بوده است كه كبر و غرور ، و خود را برتر از مردمان ديگر شمردن ، و ديگران را كوچك تصوّر كردن ، و ديگر خلقهاى نكوهيده اى كه از ملازمات توانگرى و ثروتمندى است ، در جان وى نيز پديد آيد » . « 1 » ى - جاه و مقام خيالى ( كاذب ) قرآن 1 - * ( وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ : إِنَّ الله قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ، قالُوا : أَنَّى يَكُونُ لَه الْمُلْكُ عَلَيْنا ؟ وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْه وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ ) * . . . « 2 » پيامبر ايشان ( بنى اسرائيل ) به آنان گفت : خدا طالوت را پادشاه شما قرار داد ؛ گفتند : چگونه وى مىتواند به پادشاهى برسد ، در صورتى كه ما براى پادشاهى از او شايسته تريم ، او كه مال فراوانى ندارد ؟ . . .
--> « 1 » « بحار » 72 / 15 . « 2 » « سورهء بقره » : 247 .